Saturday, November 21, 2009

عروس انجمن

چو آمد م که ببینم دوباره آن وطنم
شرر گرفت ز شوق زیارتش به تنم

د ر آسمان وطن گریه کردم از سر شوق
چنان که شست گرد غریبی ز روی پیرهنم

دو لب به بوسه گشودم بر آن تن رنجور
به لابه گفتمش ای مام من ببین، که منم

بگفتمش که ببخش، ای عزیز بی یاور
صلای داد، که بندم لبان ،خود از سخنم

به سجده بوسه زدم ذره ذره خاکش را
چنانکه پرشدازآن خاک مشک بین دهنم

به آسمان بگشودم دو دست خود بدعا
که راحتی بدهد باز بر تن وطنم

که مام بشکفد از شوق لاله ها بسرش
ز نو عروس گردد و گوید، عروس انجمنم

بیستم اردیبهشت ماه 1383
تورونتو

Labels:

Friday, November 13, 2009

خانه در دستان دشمن

خاک بر من
ننگ بر تو
خاک شرم آگین برما.

ننگ بر من
شرم بر تو
شرم زهر آگین بر ما.

خفت و خواری اگر هست
زجر و خونباری اگر هست
حاصل نا بخردی هاست
در پی اش
روز و شب شوریدگی هاست
از مرز و بومت راندگی ، آوارگی هاست.

صورتک را سرخ کرده
در جماعت،صحبت فرزانگی هاست
شرم باید بر من و تو
زین همه بیهودگی ها.

تورنتو
مهر ماه هشتاد و شش

Labels:

Monday, November 02, 2009

فاصله ها

اگرچه فاصله ها دور تر ز دریا ها ست

نسیم عطر تنت،

در مشام من جاریست.


اگر چه فاصله ها دور تر ز دوری هاست

حرارت نفست،

در کلام من جاریست



بمان ،بمان،

که تو خود،آبروی عشق منی

و با خیال تو،

نجابت نگهت

، در نگاه من جاریست.


دیماه هشتادوشش

Labels:

Thursday, October 22, 2009

کوچ اجباری

مدتی هست که من میبینم
کوچ اجباری این فوج پرستو ها را
نه که در فصل خزان
نه که در فصل بهار
دائما در کوچند

ترس ازکرکس ها
سایه شوم سیاه
همه جا گسترده

پنجه های خونین
میفشارد گلوی نازک پیش آهنگ فصل بهار

خبری از گل نیست
دشت ها خشگیده
عطر خوش بوی علف
رقص برگ گلها
نغمه ساز پرستو ها را می خواهد

آهوان طعمه کفتارانند
دشت خشگیده زانبوهی زاغ
شیر ها درقفس وزوزه کفتاران نیز
نغمه شاد قناری ها را دزدیده

سال ها میگذرد
باغبان،
حسرت دیداربهار
د ر دلش پیچیده.

آذر ماه هشتادوشش

Labels:

Monday, October 12, 2009

با کدامین حنجره

به دکتر احمد ابومحبوب



با کدامین حنجره بانکی و فریادی

وقتی گلوگاه

آماج خنجروتیر است؟


فریادی چگونه

وقتی که سنبله های ابرسیاه

چشمانی راترنمی کند؟

وحنجره،ناتوان ازصداست؟


چگونه بایدسرود

اسارت خورشید را

پس پشت دیوارهای آهنین مقدس؟

که نور اسیرچنگال های شیطانی ست

وآینه به سرقت رفته است.


خرداد1386

Labels:

Saturday, October 03, 2009

تیشه فرهاد میباید گرفت

آری آری
تیشه فرهاد میباید گرفت

تا فرو ریزیم تاج و تخت این ضحاک را.


آری آری
چرم کاوه
تیر آرش را بدست باید گرفت

تا رها سازیم
از دستان این ایران ستیزان
خانه اجدادی واین خاک را.


آری آری ،
غیرتی و همتی
باید بپا خیزیم
تا،
مام را از بند این دیوان رها سازیم

وآبادان کنیم این خاک را.

تورنتو
مهر ماه هشتادوهشت

Labels:

Friday, September 25, 2009

گل و نورو سحر

هر کجا رفتم

شمعی بردم

گل سرخی

یا چراغی با نورسحر

تا بگویم

که چه بودن، زیباست

هر که آمد به برم

شمعم کشت

و گل سرخم را

از ریشه ربود.

باز فریاد بر آرم

که از این پنجره باز

ببینید

گل و نور وسحر

پر از زیباییست.


تورنتو
2009-09-

Labels: